من با تو چیز دیگرم | عاشقانه ,

tifooses.coo.ir

با تو دوباره من شدم
عاشق جان و تن شدم
با تو گل از گلم شکفت
با تو دوباره زن شدم

با تو جوانه زد همه
شاخه خشک پیکرم
از تو پر از ترانه شد
برگ سفید دفترم

با تو دوباره جون گرفت
هر چی که در من مرده بود
انگار پسم داد زندگی
هر چی امانت برده بود

با تو نگاه مات من
پر از گلهای ناز شد
گل لبان بسته ام
به شوق بوسه باز شد

با تو تمام خستگی
از تن من به در شده
درد غریبی کم کمک
مرده و بی اثر شده

با تو دوباره میرسم
به حد بی حساب زن
به اوج بخشش و غرور
به مرز عشق ناب زن

با تو درخت پر برم
با تو ز بیش بیشترم
از بهترینها بهترم

من با تو چیز دیگرم


نوشته شده توسط هم نفس در دوشنبه 27 آبان 1387 و ساعت 03:52 ب.ظ

تمنا | عاشقانه ,
tifooses.coo.ir
گفتی که می بوسم تو را
گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بیند کسی
گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ؟؟
گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو رو گویم برو؟؟
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
 

نوشته شده توسط هم نفس در دوشنبه 27 آبان 1387 و ساعت 03:36 ب.ظ

عشق ِ تو | عاشقانه ,

tifooses.coo.ir

كاش مرا به بوسه‏هاى دهانش
ببوسد.
عشق ِ تو از هر نوشاك ِ مستى‏بخش
گواراتر است.
عطر ِ الاولین
نشاطى از بوى خوش ِ جان ِ توست
و نامت خود
حلاوتى دلنشین است
چنان چون عطرى كه بریزد.


نوشته شده توسط هم نفس در چهارشنبه 15 آبان 1387 و ساعت 10:02 ب.ظ

عاشق | عاشقانه ,

tifooses.coo.ir


نوشته شده توسط هم نفس در چهارشنبه 15 آبان 1387 و ساعت 09:45 ب.ظ

بی تابی هایم |

tifooses.coo.ir

لحظه نبودن نیستن ها ، اگر منت می نهی بر كلام من ، باحترام سلامت می گویم

 و هزار گلپونه بوسه به چشمانت هدیه می دهم. قابل ناز چشمانت را ندارد.

دیرروز یادگاری هایت همدم من شدند و به حرفهای نگفته من گوش دادند.

 و برایم دلسوزی كردند. البته به روش خودشان كه همان سكوت تكراری بود و

یادآوری خاطرات با تو بودن.

دست نوشته ات را می بوسیدم و گریه می كردم. زیبا ، به بزرگی مهربانی ات ببخش

 كه اشكهایم دست خطت را بوسیدند. باز هم ستاره به ستاره جستجویت كردم.

ولی نیافتمت.

از كهكشان دلسپردگی من خسته شدی كه تاب ماندن نیاوردی و بی خبر رفتی ؟

مهتاب كهكشان نیافتنی من ، آنقدر بی تاب دیدنت شده ام كه دلتنگی ام را به قاصدك سپردم

 و به هزار شعر و ترانه رقصان به سوی تو فرستادم.

روزها و شبها به دنبالت آمدند و تو را ندیدند. قاصدك هم برنگشت.

 شاید او هم شیفته نگاه مهربانت شد. باشد،

اشكالی ندارد. تو عزیزی ، اگه یه قاصدك هم از من قبول كنی ، خودش دنیایی است.

كاش یاسهایی كه برایت پرپر شدند و به سویت آمدند، دوست داشتنم را برایت آواز

كنند.كاش باران بعد از ظهرهایت، تو را به یاد اشكهای من بیندازد.

نازنین ، هر پرنده سفر كرده ای از تو می خواند و هر غنچه ای كه می شكفد،

 نام تو را بر زبان می آورد. نیم نگاهی به روزهای تنهایی ام كن و

 لحظه های زرد و بی صدای مرا تو آبی و ترانه باران كن.

بگذار باز هم قاصدك ترانه های من در هوای دلتنگی تو پرواز كند.

 همین حوالی بی قراری ها باز هم گلهای بی تابی شكفته.

 زیبا ، امشب ، شام غریبان عاشقانه من و تو است. به

یادت مثل شمع می سوزم و ذره ذره وجودم آب می شود.

تو هم به یاد بی تابی هایم شمعی روشن كن و بگذار مثل من بسوزد.

مهربانی باران ، یادم كن در هر شبی كه بی ستاره شد.


نوشته شده توسط هم نفس در جمعه 3 آبان 1387 و ساعت 12:51 ب.ظ

دل دیوانه | عاشقانه , حرف دل ,

باز با دردم مداوا می کنم...

 با دل دیوانه ام تا میکنم...

 می روی با یک خداحافظ و من شب تو را در خواب پیدا می کنم..

 با خیال و خواب و رویا باز هم درد دوری را مداوا می کنم

 شعله عشق تو می سوزد مرا من فقط ان را تماشا می کنم توبه کردم تا فراموشت کنم ...

باز هم امروز و فردا می کنم ...


نوشته شده توسط هم نفس در دوشنبه 22 مهر 1387 و ساعت 11:56 ب.ظ

عشق | عاشقانه ,


نوشته شده توسط هم نفس در دوشنبه 15 مهر 1387 و ساعت 10:03 ب.ظ

انتظار | عاشقانه ,

www.tifooses.coo.ir

انتظار روزهایی رو میکشم

 که مطمئن شم فقط و فقط مال منی!

راستی...

چه قدر زمان رسیدن به تو دیر میگذرد..


نوشته شده توسط هم نفس در جمعه 12 مهر 1387 و ساعت 04:10 ق.ظ

اگر تو نبودی | عاشقانه ,

 

 

اگر تو نبودی عشق به چه کار می آمد و بهشت را شب و روز برای که می آراستند؟

اگر تو نبودی من همچنان در کوچه های بی مهتاب ازل محصور می ماندم و قدم بر زمین نمیگذاشتم

اگر تو نبودی چه کسی دلتنگی و انتظار را به من می آموخت و کدام دست موهایم را نوازش میکرد؟

اگر تو نبودی چه کسی خورشید ها را در سینه ام می کاشت و الفبای دوست داشتن را بر زبانم می گذاشت؟

اگر تو نبودی چه کسی برایم از کودکی ستاره ها قصه می گفت؟

اگر تو نبودی چه کسی مرا با پروانه های عاشق آشنا میکرد؟

اگر چشمان تو نبود، اگر دستان تو نبود، اگر صدای دلنشین تو نبود، اگر لبخند تو نبود، بند بند تنم از هم می گسست و یک قطره شبنم هم روی گلبرگهایم نمی نشست

نازنینم، ستاره بی غروب من،

بهانه ای برای نوشتن و سرودن. چشمهای زیبای تو همیشه در خاطر من است

منی که تمام هستی ام و تمام زندگی ام تو هستی

و آرزوی بزرگم قشنگترین و زیباترین خواستنی هاست برای تو

دوستت دارم ،

حتی از خورشید و ماه بیشتر ...

حتی از زندگی وجوانه های سبز بیشتر ...

 . .  .  ..  ... 
 
نوشته شده توسط هم نفس در جمعه 12 مهر 1387 و ساعت 04:10 ق.ظ

خیال | ترانه ,

tifoses.coo.ir

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

تو در کنار من بشینی؟..... محال بود

هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود

چشمان مهربان تو پاک و زلال بود

پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری

با تو چقدر کوچه ی ما بی مثال بود

نشنید لحن عاشق من را نگاه تو

پرواز چشم های تو محتاج بال بود

سیب درخت بی ثمر آرزوی من

یک عمر مانده بود ولی کال کال بود

گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت

گفتی مجال نیست ولیکن مجال بود

یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب

حالا شکست وای صدای وصال بود

شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد

اما نه با خیال تو بودم حلال بود


نوشته شده توسط هم نفس در یکشنبه 24 شهریور 1387 و ساعت 11:09 ق.ظ